الفيض الكاشاني
93
شوق مهدى ( فارسى )
نى اهل دلى كه بشنوم زو رازى * نى هم نفسى كه با شدم دمسازى كى باشد و كى كه با پر و بال فنا * در عالم لا مكان كنم پروازى زين دار فنا پاى كشيدن خوشتر * پيوند ز غير حق بريدن خوشتر اى فيض مكن علاج گوشت زنهار * كافسانه دهر ناشنيدن خوشتر پايان سخن اين بود شرح مختصرى به عنوان پيشگفتار « شوق مهدى » ، سرودهء علامه بزرگوار و محدث عاليقدر شيعه فيض كاشانى قدّس سره العزيز . در اين مختصر اشارهاى به مهدى صاحب الزمان عليه السلام ، شرح حال فيض و روحيات و افكار او ، حافظ شيرازى كه فيض شوق مهدى را به استقبال و با تضمين غزليات پرشور او سروده است ، شخصيت علمى و مذهبى حافظ كه شايد بدينگونه بىسابقه باشد و سطرى از ابيات او به عنوان شاهد گفتار ، و امورى ديگر شده است . نويسنده از بيم آن كه مزيت فرع بر اصل لازم نيايد ، نمىتوانسته بيش از اين سخن را به درازا كشد ، و بسط مقال دهد . شايد در آينده راجع به شخصيت علمى و دينى حافظ به عنوان يك دانشمند با ايمان و عصرى كه در آن مىزيسته و اوضاع اجتماعى فارس در قرن هشتم هجرى كه حافظ آن را در غزليات خود به خوبى ترسيم كرده است ، و نيز درباره فيض و شخصيت بزرگ علمى ، فلسفى ، عرفانى و ادبى او ، و مقام عالى وى در فقه و حديث و تفسير و اخلاق ، مقالات و كتابها بنويسيم و حق اين مرد بزرگ اسلام را چنان كه مىبايد ادا كنيم . و ما توفيقى الا باللّه عليه توكلت و اليه انيب . چنان كه در آغاز گفتار يادآور شديم فيض سه قصيده نيز به پيوست « شوق مهدى » سروده است كه با مقدمهء آن در پايان يك نسخه « شوق مهدى » صحافى شده است . سه قصيده را در آخر كتاب آورديم ، و مقدمه را چنان كه در مقدمهء چاپ چهارم گفتيم ، به صورت كامل پس از اين مىآوريم . تهران : على دوانى 28 تير ماه 1354